مبارز فقط به قدرت خود متکی نیست او از نیروهای حریفش نیز استفاده می کند.
هنگامی که وارد نبرد می شود، فقط شور و شوق و حرکات و ضرباتی را در اختیار دارد که هنگام آموزش آموخته است. وبا پیش روی نبرد، در می یابد که اشتیاق و آموزش برای پیروزی کافی نیست: تجربه مهم است.
سپس دریچه ی قلبش را به سوی عالم می گشاید و از خداوند می خواهد الهام بخش او باشد تا بتواند از ضربه دشمن درس دفاع از خویشتن را بیاموزد.
همراهانش می گویند: او بسیار خرافاتی است. از نبرد دست می کشد تا دعا کند؛ حتی برای ترفندهای حریفش نیز ارزش قایل است.
مبارز به این تحریکات پاسخی نمی دهد. او می داند بدون الهام و تجربه، هیچ آموزشی کار ساز نیست.
